تبليغاتX
روزگاران
روزگاران
خاطرات روزانه در ارمنستان

بیزینس
راستش من الان ايرانم!

 تقريبن يك ماهي هست كه اومدم و بازم تقريبن يك ماه ديگه اينجام.

اين يك ماه  بيشتر تحويل بازار و ديد و بازديد بود. بالاخره از خارجه اومده بودم  ديگه! اما زود همه چي عادي شد! اون اوايل هرجا مي رفتم كلي تحويلم مي گرفتن اما حالا هرجا مي رم مي گن: ا... بازم اين اومد!

با تموم شدن تحويل بازار به فكر يه بيزينس افتادم!  اونم اينه كه مي خوام چند نفر ديگه رو مثل خودم از راه بدر كنم و در ضلالت تحصيل در خارجه بندازم و البته ازشون پول بگيرم كه گمراهشون كنم.
واسه اين بيزينسم هم عنوان "مشاروه تحصيلي در ارمنستان" رو انتخاب كردم تا كلاسش بالا بره!
قراره از هيچ كسم پول نگيرم تا زماني كه كلاساش تو ارمنستان شروع بشه تا مطمئن باشه كار ما قانونيه قانونيه!

خلاصه هركي دوس داشت مهندسيي، پزشكيي، معماريي چيزي بخونه تا ول ول نگرده يه ميل بزنه...بقيش با من!

اما اعتراف مي كنم كه طاقتم نگرفتو در كنار بيزينسم  بازم از دارم از فرصت استفاده مي كنمو همچين يه چيزايي تو روزنامه مي نويسم البته نه از اون چيزاي بد بد ها! طفلی اين دولت نهم كلي داره زحمت مي كشه!

تا يادم نرفته اينم بگم كه سال قبل معدلم 18 شد. تازشم نمره انگليسيم 19 شد و هاي مارك كورس شدم! با اين وجود فكر كنم نفر سوم كورس شدم. تو كلاس خودمونم اين مهرداد نامرد از من جلو زد و نفر دوم شدم . مهرداد معدلش 19 شد. تازه فهميدم اصلن دوست خوبي نيست و گرنه مي ذاشت من معدلم از اون بيشتر شه! اين دوره زمونه ديگه مرام و دوستي كه نمونده!الهي كه سال آينده معدلش 9 بشه

نوشته شده توسط احسان ارجمند حقیقی ehsan_a458@yahoo.com  در ساعت 14:11 | لینک  |