تبليغاتX
روزگاران
روزگاران
خاطرات روزانه در ارمنستان

امتحان فیزیک
این روزا امتحانامون شروع شده!

اولین امتحانمون فیزیک بود! البته روسی و ارمنی و گرافیک رو قبلن داده بودیم اما اونا زاچوت بودن یعنی امتحان اصلی ندارن و نمرشون هم توی معدل تاثیر نداره اما باید پاس بشن.

امتحان فیزیک دادن توی گرمای هوا با سرماخوردگی و موف موف دماغ و باخت ۳-۱ به مکزیک و ... اصلن پدیده دلچسبی نیست!

به هر نق و جری بود با محمد و روح ا... و علی و ... سعی کردیم یه جوری بخونیم که بتونیم قبول شیم!

من و محمد وضعمون بهتر بود اما هر کدوممون تو یه فصل قوی بودیم. مهرداد هم توی تعاریف قوی بود. یعنی اگه من و محمد و مهرداد رو با هم جمع می کردن می تونستیم ۲۰ بشیم!

بچه های دیگه هم امیدشون به ما بود تا بهشون برسونیم تا اونا هم حداقل بتونن امتحان رو پاس کنن. سرجلسه که رفتیم من و محمد و مهرداد تو یه ردیف نشستیم اما چون تابلو شد استادا جاهامونو عوض کردن.

اول بلیطامونو دادن. اینجا امتحان اینجوریه که هرکی باید بلیط بکشه و بلیط هرکی میشه سوالای امتحانی اون اینه که سوالای همه با هم فرق می کنه! من که بلیطمو دیدم اول یه نفس راحت کشیدم و تقریبا مطمئن شدم که ۲۰ میشم! اما هنوز چندتا سوال بیشتر جواب نداده بودم که از اول این طرف و اون طرف کلاس سیل کاغذ باران شدم. بچه ها سوالاشونو رو کاغذ می نوشتن و یواشکی می نداختن زمین و با پا پرت می کردن طرفم.

یهو دیدم زیر برگه خودم ۷-۸ تا کاغذ یکی کاهی٬ یکی آ ۴ ٬ یکی خط دار و غیره است اونم با خودکارای مختلف یکی سبز٬ یکی آبی٬ یکی مشکی! زیر پامم چند تا کاغذ دیگه افتاده بود!

حالا خودم از یه طرف از خنده روده بر شده بودم از یه طرف دیگه هنوز سوالای خودمو کامل جواب نداده بودم از طرف دیگه هم قسم و قرآن بچه ها که جون مادرت و هرکی دوس داری جواب این سوال رو بده!

دیگه به هر نق و جر و بدبختی که بود به ۵-۶ تا از بچه ها به هرکدوم ۱-۲ تا سوال جواب دادم. تو این هیر و بیر نماینده دکان که یه آخبر بد قلق بود اومد و همون اول کاری تقلب یکی از بچه ها رو گرفت و نمرشو صفر کرد.

یهو اومد رو سر من و اون کاغذای مختلفو دید! گفت: داری تقلب می کنی! اومد برگمو بگیره که استاد خودم اومد گفت نه بابا این خودش درسش خوبه خودش داره می نویسه! اما دیگه نذاشتن سر جلسه بمونم!

دیگه مطمئن بودم که ۲۰ میشم! مونده بودیم واسه نمره ها که ۲ ساعت بعد از هر امتحان اعلام میشه! یهو دیدم ا... ۱۷ شدم! یکی از سوالا رو دقت نکرده بودم و اشتباه جواب داده بودم!

جالبیش این بود که بعضی از بچه هایی که من بهشون رسوندم ۱۸ شدن و نمرشون از خودم بیشتر شد!!!

حالا با بچه ها واشه امتحانای بعد طی کردم که تا خودم برگمو کامل جواب ندم و یکی ۲بار چکش نکنم به کسی نمی رسونم!

نوشته شده توسط احسان ارجمند حقیقی ehsan_a458@yahoo.com  در ساعت 11:48 | لینک  |